غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

508

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

وجهى شرايط زيارت بجاى آورد و بتقبيل آن عتبهء كعبه مرتبه قيام نموده از روحانيت آن افتخار دودمان رسالت و ولايت استمداد كرد مثنوى شه روشن‌ضمير پاك‌باطن * پس از طوف امام الانس و الجن زبان بگشاد از بهر مناجات * بگفت اى كام‌بخش اهل حاجات بسر افسر نه شاهان عالم * بود شاهنشهى بر تو مسلم تو بخشى سرفرازى سروران را * بلطف خويش بنوازى سرانرا خداوندا به حق آل حيدر * خصوصا اين امام شرع پرور هدايت‌بخش ارباب جرايم * گرامى دوحهء گلزار كاظم كه بر اعداء دين فيروزيم ده * بملك سرورى بهروزيم ده بتيغم زنك ظلم از دهر بزداى * بعدلم جمله عالم را بياراى و پادشاه كشورگشا بعد از فراغت از مراسم مناجات و زيارت سادات و نقبا و سدنهء آن سدهء - سدره انتما را بصنوف صلات و انعامات مفتخر و مباهى ساخت و نذور و صدقات بمستحقان رسانيده رايت نصرت آيت بصوب سرخس برافراخت و چون هواى آنولايت از غبار موكب سالكان طريق هدايت عبيربيز گشت بنابر آنكه داروغهء آنجا گريخته بود رعايا طريقه خدمت‌كارى و فرمان‌بردارى بجاى آوردند و از تعرض سپاه ظفرپناه امان يافته شعار مذهب عليه اماميه اظهار كردند و پادشاه مظفرلوا از سرخس دانه محمد بيك را با فوجى از لشگر كشورگشا برسم منغلا بجانب مرو فرستاد و در وقتى كه او را اجازت ميداد برطبق كلمهء همايون ( ارباب الدول ملهمون ) بر ضمير فيض تاثير فرمان ربع مسكون فروغ اين معنى پرتو انداخت كه دانه محمد در آن يورش شهيد خواهد شد بر زبان الهام بيان گذرانيد كه دانه محمد ديگربار ما را نخواهد ديد و چون محمد شيبانى خان از قرب وصول مقدمهء جنود ظفرنشان وقوف يافت جان وفا ميرزا و قنبر بى را با جمعى كثير از لشگر قيامت اثر اوزبك باستقبال ارسال داشت و در نواحى قريهء طاهر آباد تلاقى فريقين دست داده محاربهء در غايت صعوبت اتفاق افتاد و چنانچه بلفظ گوهرافشان پادشاه عالميان گذشته بود به زخم تير يكى از اوزبكان شرير دانه محمد شربت شهادت چشيد و مع ذلك غازيان عظام به قوت دولت پادشاه اسلام رايت تفوق بلند گردانيده فرق اوزبك را كه خيره شده بودند بدرون مرو دوانيدند و مقارن آنحال ماهچهء اعلام همايون شاه مرتضوى خصال پرتو وصول بر ظاهر مرو انداخته عساكر فيروزى مآثر در اطراف آن بلده قبه خرگاه و خيمه مرتفع ساختند و آغاز محاصره و محاربه نموده به ترتيب اسباب قلعه‌گيرى پرداختند و محمد خان ابواب شهر مضبوط گردانيده هربرجى را بيكى از امراء بزرك سپرد و خاطر بر تحصين قرار داده در باب محافظت آنحصن حصين شرايط مبالغه بجاى آورد و اگرچه تسخير آنخطه سپاه كشورگير را بجنك سلطانى سمت تيسير ميگرفت اما بنابر ملاحظه تلف شدن شجعان صف‌شكن حكم همايون برخصت آن امر تعلق نمىپذيرفت و در اكثر آن ايام فوجى از غازيان عظام مستعد قتال گشته نزديك بدروازهء مرو ميشتافتند و از شهر نيز طايفه بيرون آمده عنان بميدان كارزار ميتافتند بيشتر اوقات بدستور معهود جنود ظفر ورود را نصرت و فيروزى ميسر ميگشت و در هرمعركه فرقه از